http://s6.uplod.ir/i/00446/36nmuq2w3p5b.jpg

+ تاريخ یکشنبه 4 آبان1393ساعت 6:17 نويسنده م ح |

بوی مشهد گرفت هوا امشب

شاید قرار است که زائر باشیم

دل ما تنگ شده، خوب خدا می داند

چه شود گر که شبی مثل کبوتر باشیم؟!

بال در بال در آغوش هوای حرمت

زائر کوچک آن کوی مطهر باشیم

ای علی موسی الرضا جانم به قربانت شوم

شود آیا که شبی چند مشرف باشیم؟!



+ تاريخ جمعه 23 آبان1393ساعت 21:58 نويسنده م ح |


ما که باشیم که سنگ تو به سینه بزنیم

سینه زن زینب کبراست ، اباعبدالله



+ تاريخ چهارشنبه 14 آبان1393ساعت 22:14 نويسنده م ح |


نبود تیری که توان انداختن عباس را داشته باشد

مگر همان تیری که به مشک خورد


+ تاريخ چهارشنبه 14 آبان1393ساعت 22:8 نويسنده م ح |

در وصف بلندای مقامش همین بس که

اگر شهید نمی شد شایستگی امامت داشت

وقتی پا به میدان گذاشت

دشمن فهمید نامش علی است

و به یاد آوردند

پیامبرشان وقتی یکی یکی نام امامان بعد از خود را آورده بود

گفته بود بعد از حسین علیه السلام فرزندش علی امام است


و چون شمشیر می کشیدند

با یک تیغ دو نشان می زدند


هم فرزند حسین علیه السلام را می کشتند

هم امام آینده را


و اینگونه است که علی اکبر علیه السلام


هم به جای خود شمشیر می خورد

هم به جای امام سجاد علیه السلام


 اربـ ـ ـ ا اربـ ـ ـ ـا شدنش بی دلیل نبود


و اینگونه است که مقامش همچون نامش اکبر است.


+ تاريخ چهارشنبه 14 آبان1393ساعت 22:0 نويسنده م ح |

 

حضرت موسى علیه السلام در مناجات خود عرض کرد:

خدایا به چه جهتى امت پیغمبر آخر الزمان صلی الله علیه و آله را بر سائر امتها فضیلت و شرافت دادى ؟!

 


خداوند متعال فرمود:

بواسطه ده صفت خوبى که دارند.


عرض کرد:

آن ده خصلت و خوبى کدامند

که بنى اسرائیل را به آن امر کنم که انجام دهند؟!


پروردگار متعال فرمود:

نماز

 

و زکوة

 

و روزه

 

و حج

 

و جهاد

 

 و جمعه

 

و جماعت

 

و قرآن

 

و علم

 

و عاشوراء.

 


حضرت موسى علیه السلام فرمود:

خدایا عاشورا دیگر چیست ؟!

 

خطاب رسید:

 

گریه و عزادارى و مرثیه خوانى در مصیبت فرزند مصطفى صل الله علیه و آله است ،

 

اى موسى

 

هر کس از بندگانم که در آن زمان گریه و عزادارى کند

 

و بر فرزند مصطفى صلى علیه وآله مهموم و مغموم گردد،

 

 

بهشت را براى او جاودان قرار دهم

 

و هر بنده اى که مال خود را در محبت فرزند پیغمبر صل الله علیه و آله صرف نماید

از هر چه باشد از طعام و ....

 

من به او برکت دهم و در برابر هر درهمى که خرج کرده هفتاد برابر به او عنایت کنم .

و او را عافیت دهم

و او را از گناهانش مى آمرزم

تا وارد بهشت شود.


قسم به عزت و جلالم

هر کس که در روز عاشورا یا در غیر آن یک قطره اشک براى حسینم بریزد،

ثواب صد شهید را براى او مى نویسم.

 

 

+ تاريخ جمعه 9 آبان1393ساعت 7:7 نويسنده م ح
 

جوشنی بـــــــر قد تو نشد انــــدازه باشـــد

وای اگر جنـــگ با تــــو ز نعـــل تــازه باشـــد

 

اکبـــــــرم با زره شد   إربـ ـ ـ آ   إربـ ـ ـ آ

تـــو و یـــک پیرهن  ...  وای از دل مـــا

 

+ تاريخ جمعه 9 آبان1393ساعت 0:0 نويسنده م ح |

 

روضه ی شب اول را بابا برایم خواند.

مثل خیلی از اوقات وقتی آمد چند بوته گیاه دارویی دستش بود.

وقتی رسید سریع شروع کرد به شستن و تر و تمیز کردنشان.

کمی هم دیرش شده بود.باید میرفت سر کار.

 

ـــ بابا !! شما دیرتان شده بروید من جمع و جور میکنم باقی اش را

ـــ خودم جمعش کنم بهتر است .این گیاه تیغ دارد.آدم باید خیلی مواظب باشد.خیلی خطرناک است.

فیل را از پا می اندازد. حالا اگر خواستی کمک کنی خیلی باید مواظب باشی.

 

(بابا حق داشت  قبلا یکی دو بار طعم زهر آلود تیغش  را چشیده بودم...

با همه ی تیغهای دنیا فرق دارد)

 

ـــ اسمش را که میدانی؟

(میدانستم)

 

ـــ بهش میگویند:

 

خار مغیلان

.

.

.

بابا حواسش نبود

 

حواسش نبود که کمی آهسته تر بگه

 

آخه

 

رقیه

 

میشنوه.

 

میترسه

 

عصر عاشورا روی همین خارها میدوانندش ... حرام زاده ها

 

روی همین خار مغیلان

 

همین که ما فقط شنیده ایم...

 

فقط شنیده ایم

 

...

 

رقیه جان کجا بود بابایت ؟!

 

تا بگوید مواظب باش دخترم

 

این بیایان خار دارد

...

 

 


برچسب‌ها: محرم, امام حسین علیه السلام, عاشورا, رقیه سلام الله علیها
+ تاريخ یکشنبه 4 آبان1393ساعت 6:42 نويسنده م ح |

 

 

این حرفی که میگویم مال 15 سال پیش است

رفته بودم مشهد زیارت

توی صحن ایستاده بودم

 

از دور دیدمشان که عصا زنان و آهسته داشتند می آمدند به سمت حرم

 

من طلبه ی جوان تازه کاری بودم.

خیلی دلم میخواست بروم جلو عرض سلامی کنم و بر دست و صورت ایشان بوسه بزنم

و زیارتشان کنم

 

اما

 

از دلم گذشت با این کار مزاحمشان میشوم

 

و 

.

.

.

 از رفتن منصرف شدم

 

 

 

آنی از این تصمیم نگذشته بود

 

 

که دیدم ایشان به سمت من برگشتند

 

نگاهشان به من بود که گفتند:

 

چـــرا ایستــــادی شیـــخ !

 

مــــگر نمیــخواستــــــی مارا زیـــارت کنـــی !

 

پـــس چـــرا ایــستــــاده ای ؟

 

....

زیارتشان کردم

حاج آقا مهدوی کنی

را میگویم

...

توضیح نوشت پست ِ یامن اسمه دوا

 

 

 

+ تاريخ جمعه 2 آبان1393ساعت 10:43 نويسنده م ح |

 

رحمت للعالمین صل الله علیه و آله فرمود:


وَ فی عَلِی

وَالله 

نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْر:


بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ،

وَالْعَصْرِ،

إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ

إِلاّ عَلیّاً الّذی آمَنَ وَ رَضِی بِالْحَقِّ وَالصَّبْر



آیه رضایتی در قرآن نیست


مگر این که درباره ی اوست.


و خدا هرگاه ایمان آوردگان را خطابی نموده

به او

آغاز کرده است.

 

 

 

+ تاريخ جمعه 25 مهر1393ساعت 15:51 نويسنده م ح |
 

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ

 

(آیه 27سوره مبارکه انفال)

 

(خيانت ) به معناى نقض امانت و

(امانت ) عبارت است از اينكه بوسيله عهد و يا وصيت و امثال آن ،

امنيت حقى از حقوق حفظ شود.

 

مجموع دو جمله (و لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتكم ) يك نهى واحدى مى شود

 كه به يك نوع خيانت تعلق گرفته ،

و آن خيانت امانت خدا

 و رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) است

كه خود بعينه خيانت به امانت خود مؤ منين هم هست ،

 چون بعضى از امانت ها منحصرا امانت خدا است در نزد مردم ،

مانند احكام مشروعه خدا،

و بعضى از آنها منحصرا امانت رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) است ،

مانند سيره حسنه آنجناب ،

 و بعضى از آنها امانت خود مردم در ميان خودشان است ،

 مانند اماناتى كه در اموال و اسرار خود به يكديگر مى سپارند،

 

و بعضى از امانت ها آن امانتى است كه خدا و رسول

و خود مؤ منين در آن شريكند،

 

 و آن عبارت است از

 

امورى كه خداوند به آنها امر مى كند،

و رسول خدا امر آنجناب را اجراء مى نمايد،

 

و مردم از اجراى آن منتفع گشته ،

 و مجتمعشان نيرومند مى گردد.

..

تفسیر المیزان

 ...........

امانت

 

امورى كه خداوند به آنها امر مى كند،

 

و رسول خدا امر آنجناب را اجراء مى نمايد

 

 

 

مثل

 

امــــــیـــر الـمـــــومـــــنـــیــــــن عـلیـــــــه الســــلام

 

 

 

مثل

 

غـــدیــر

 

 

 

که امانت بود

 

 

 

که خدا گفت خـــیانت نکنید

 

 

 

و

 

ثم وقع ما وقع

 

..

 

 حاج آقا سبحانی

 

http://www.askdin.com/gallery/images/11273/1_10416087951146112112385504242231252178211.jpg

 

 

 

+ تاريخ شنبه 19 مهر1393ساعت 21:11 نويسنده م ح |
 

بعضی آدمها

بعضی اتفاقها

بعضی دیدارها

بعضی مکانها

بعضی حرفها

بعضی کتابها

 

قضیه شان برای آدم فرق میکند

اصلا انگار کسی از قبل

 

مخصوص و ویژه

 

این

 

آدمها

 اتفاقها

 دیدارها

 مکانها

 حرفها

 کتابها

 

 را

 

برای تو

 

مخصوص و ویژه

 

آماده کرده است.

 

که پر از

 

درسهای بزرگ

و

حرفهای تازه

 

هستند

 

برای تو

 

مخصوص و ویژه

 

و چه زیباست وقتی

که همان یک نفر

از این راه

 

عیبها

و

زشتی ها

و

کاستی هایت

 

را

نشانت میدهد.

 

مخصوص و ویژه

...

 

 

+ تاريخ جمعه 11 مهر1393ساعت 21:10 نويسنده م ح |

 

 

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

1.در شگفتم از کسی که ترس بر او غلبه کرده،

چگونه به ذکر حسبنا الله و نعم الوکیل(آل عمران 171) پناه نمی برد.

در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده، فرموده است

» آن کسانی که به عزم جهاد خارج شدند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد

و به ذکر فوق تمسک جستند،

همراه با نعمتی از جانب خداوند(عافیت) و چیزی زائد بر آن(سود در تجارت)، بازگشتند

و هیچگونه بدی به آنها نرسید.

 

 

2.در شگفتم برای کسی که اندوهگین است

چگونه به ذکر "لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین"(سوره انبیا87) پناه نمی برد.

زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است:

" پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم

و همین گونه مؤمنین را نجات می بخشیم."( انبیا 88)

 

...

از

+ تاريخ شنبه 5 مهر1393ساعت 16:4 نويسنده م ح |
 

 

http://media.afsaran.ir/siXh4q_535.jpg

 

 

+ تاريخ دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 23:8 نويسنده م ح |

 

 

مرا به عشقتو اندیشه از ملامت نیست

اگر کنند ملامت نه بر من ِ تنهاست

 

غلام قامت آن لعبت قبا پوشم

که از محبت رویش هزار جامه قباست

 

+ تاريخ سه شنبه 18 شهریور1393ساعت 22:14 نويسنده م ح |

 

از آن خوش منظره تر باشد ...؟

 

 

 

http://www.askdin.com/gallery/images/9592/1_n00068617-b.jpg

 

 

 

+ تاريخ دوشنبه 17 شهریور1393ساعت 22:21 نويسنده م ح |

 

 

 

مهربانی اش

...

اگر می دیدیم

 

 

+ تاريخ شنبه 15 شهریور1393ساعت 18:17 نويسنده م ح |

 

 

اینکه میگویند شهید زنده است یعنی چه؟

 

آیا زنده به جسم است یا زنده به روح؟

 

.

.

.

 

اگر بگوییم زنده به جسم است حرف صحیحی نزده ایم چون میدانیم بسیاری از شهدا پیکر ندارند

 

پس حتمآ شهید زنده به روح است.

 

اما روح هیچ انسانی پس از مرگ از بین نمیرود.به عبارتی همه ی انسانها زنده به روح هستند.

 

پس این چه برتری است که شهدا دارند و آن اینکه میگوییم آنها زنده اند؟؟؟

 

.

.

.

 

ما در این دنیا به کسی زنده میگوییم که روحش در قالب جسمش باشد

 

یعنی زنده بودن با جسم معنا پیدا میکند

 

خصوصیت این جسم چیست؟

 

میتواند تآثیر بگذارد و تآثیر بگیرد.

 

میتواند سخن بگوید و میتواند سخن بشنود.

 

میتواند ببیند و دیده شود.

 

"میتواند تآثیر بگذارد و تآثیر بگیرد"

 

و شهدا زنده اند

 

یعنی

 

میتوانند تآثیر بگذارند و تآثیر بگیرند.

 

 پس از شهادت پرونده ی جدیدی از رزق پروردگار برای شهید گشوده میشود.

 

پرونده ی اعمالش نیز باز است مثلآ قادر است عبادت کند.

 

مثلا بیاید و نامه ی مدرسه ی فرزندش را امضا کند.

 

.

.

.

 

میتواند تآثیر بگذارد و تآثیر بگیرد.

 

لکن

 

چشمها و گوشهای ما از دیدن و شنیدن و درک این نوع زندگی عاجز است.

 

...

 

و چه زندگی است این زندگی

...

 

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ

 

......

از سخنان حاج آقا طائب/مجلس چهلم شهید شیرخانی

 

 

+ تاريخ پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 22:34 نويسنده م ح |

 

زهرای 9 ساله ی کلاس:

خانم ماچون همه اش یادمون میره قبل از غذا خوردن "بسم الله" بگیم

یه کاری کردیم.

 

- چه کاری؟

 

- به آبجی مون گفتیم روی یه کاغذ بزرگ نوشت

" بسم الله الرحمن الرحیم "

زدیم به دیوار.

 

حالا وقتی میشینیم سر سفره غذا بخوریم

اون کاغذ و میبینیم یادمون میوفته

" بسم الله الرحمن الرحیم "

بگیم.

 

 

+ تاريخ پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 14:51 نويسنده م ح |

 

بچه ها به خانواده هاتون اطلاع بدین .چهارشنبه هزینه ی اردو رو با خودتون بیارین.

 

(یکی از چهارتا کودک 7 ساله ی کلاس قرآن امسال)

ثنا : خانم ما چهارشنبه نمیتونیم بیایم.

 

- چرا ثنا جان کلاس اسکیت داری مثل شنبه ها؟

 

- نه خانم کلاس باله داریم.

 

- ! نمیشه این جلسه نری؟

 

- خانم آخه لباس های رقص بچه ها دست ماست باید بدیم بهشون.

........

مثلا آدم بخواد شربت زعفرون درست کنه بعد توش تا میتونه آشغال و کثافت بریزه

بعد دست پختش و بخوره

بعد که (گلاب به روتون) بالا آورد ... بگه بیا من میخواستم شربت درست کنم نشد نذاشتن ...

خدا نخواست...!!!!

 

..............................................................

 

محض تآکید : بحران آب جدی است.

خیلی جدی.

 

+ تاريخ چهارشنبه 22 مرداد1393ساعت 22:46 نويسنده م ح |